بصیرت تاریخی، نه یک شعار سیاسی، بلکه یک اصل تمدنی و سپر هویت ایرانی در برابر سلطهٔ غرب و تحریف حقیقت است؛ بصیرت اصلِ تداوم آگاهی برای صیانت از آزادی، استقلال و رسالت تاریخی ایران اسلامی در برابر جهانی که هنوز میان حقیقت و فریب، آگاهانه باید انتخاب کند.
به گزارش ” پایگاه خبری فرهنگ پارسی “ بصیرت تاریخی، به معنای قدرت شناخت، تحلیل و عبرتگیری از مسیر پرحادثهٔ ملتها و جوامع انسانی برای تصمیمگیری در امروز است.
بصیرت تاریخی یعنی توانایی دیدن گذشته، از منظر مسئولیت تمدنی؛ تشخیص جریانهای حق و باطل در بستر زمان، و بهرهگیری از سنتهای تاریخی برای هدایت آگاهانهٔ جامعهٔ امروز در مسیر عدالت و استقلال.
فرد و جامعهٔ دارای بصیرت تاریخی، گذشته را نه بهعنوان خاطرهای سرد، بلکه بهمثابه منبع زندهٔ تشخیص راه درست و پرهیز از تکرار خطاها مینگرد. هر جامعهای که از تاریخ خویش بیاموزد، دیگر ابزار بازی قدرتهای استعماری نخواهد شد.
این بصیرت، بهمثابه شعور تمدنی، انسان را از خواب غفلت بیدار میکند و افق آینده را در پرتو تجربهٔ گذشته روشن میسازد.
ملت ایران با همین بینش توانست از دل قرنها تحقیر استعمار و استبداد، به آزادگی و استقلال برسد و الگوی مقاومت آگاهانه در برابر سلطه و تحریف تاریخ را بسازد.
در شرایط کنونی که ملت ایران درگیر «جنگ نرم و شناختی گسترده پس از دفاع مقدس ۱۲روزه» در برابر ائتلاف آمریکایی، رژیم صهیونیستی و دهها کشور غربی و عربی است، استمرار این بصیرت بیش از هر زمان ضروری است.
پیروزی ایران در این نبرد ترکیبی، نه صرفاً نتیجهٔ توان نظامی که ثمرهٔ بصیرت تاریخی ملت ایران و عبرتگیری از دههها تجربۀ تقابل با مستکبرانی است که همواره با چهرههای جدید بازمیگردند.
امروز این بصیرت باید در نسل جوان، بهویژه دانشجویان و نخبگان فکری، نهادینه شود تا در برابر جریانهای غربگرای داخلی که (در نگاه خوشبینانه) فاقد بصیرت تاریخیاند و گاه دانسته یا نادانسته در خدمت منطق سلطه قرار میگیرند، پوششی مستحکم از آگاهی تاریخی شکل گیرد.
این نوشتار به مناسبت «روز ۱۳ آبان» که نماد بصیرت تاریخی و استکبارستیزی ملت مقاوم و پیروز ایران اسلامی است، نگاشته میشود؛ روزی که در حافظهٔ تاریخی این ملت، از سه واقعهٔ تاریخی الهام میگیرد: تبعید امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۳، کشتار دانشآموزان توسط رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷، و تسخیر تاریخی لانه جاسوسی آمریکا در سال ۱۳۵۸.
این سه رخداد، یک خط معرفتی و خط بصیرت تاریخی مشترک برای ملت مؤمن و هوشیاری در برابر سلطهگران ایجاد کرده است.
در اندیشهٔ اسلامی، تاریخ عرصهٔ تحقق ارادهٔ الهی و زمینهای برای امتحان و تعالی انسان است. قرآن کریم بارها تأکید میکند که درگذشتهٔ ملتها «عبرت برای صاحبان بصیرت» نهفته است؛ «إنَّ فی ذلک لعبرهً لأولی الأبصار». بصیرت تاریخی در امت اسلامی، بر این حقیقت تکیه دارد که سنّتهای الهی دربارهٔ ملتها تغییرناپذیرند؛ هرگاه ملتی ایمان و استقلالش را حفظ کند، خداوند آن را یاری خواهد داد.
از منظر امام خمینی (ره) این اصل، بهصورت فلسفهٔ مقاومت تجلّی مییابد. ایشان بارها در بیانات خود تأکید کردهاند که ملت بدون شناخت گذشتهٔ خود، در دام فریب دشمنان آینده گرفتار میشود. همین نگرش در آثار شهید مطهری، بهویژه در بحث «سنتهای تاریخی»، جایگاهی معرفتی دارد.
در آثار شهید مطهری، بهویژه در مباحث «انسان و سرنوشت» و «سنتهای الهی در تاریخ»، بصیرت تاریخی پایهٔ درک قانون تحول تمدنها معرفی میشود؛ بصیرت تاریخی یعنی درک سنّتهای الهی در تحولات سیاسی و اجتماعی؛ مانند اینکه عزت و ذلت ملتها وابسته به ایمان، عمل صالح و استقلال فکری آنهاست.
از این منظر، حوادثی مانند کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تصویری روشن از نتیجهٔ غفلت تاریخی یک جامعه در برابر نفوذ قدرت بیگانه است؛ غفلتی که به سُقوط دولت ملی دکتر مصدق و بازگشت سلطهٔ آمریکا انجامید. این یک هشدار تاریخی دربارهٔ خطر اعتماد به بیگانگان بود.
ملت ایران با عبور از آن تجربه تلخ، در سالهای بعد آموخت که بدون استقلال سیاسی و فرهنگی، هیچ نهضتی پایدار نیست. درسی که بعدها ملت ایران با رهبری امام خمینی (ره) آن را عملی کرد و راه استقلال را برگزید. ملت آموخت که عزت ملی بدون ایمان و بصیرت، دوام نخواهد داشت.
بصیرت تاریخی یعنی همین درک پیوند میان حاکمیت ملی، ایمان دینی و مقاومت در برابر سلطه، اصلی که «انقلاب اسلامی» آن را ظرف چند دهه بهسرعت به «هویت تمدنی» در جهان تبدیل کرده است.
از پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز، تاریخِ بیداری ملت ایران شاهد مصادیق روشنِ بصیرت تاریخی است. حادثهٔ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ نقطهٔ اوج این بینش بود. جوانان انقلابی با هوشیاری تاریخی فهمیدند که سفارت آمریکا، نه محل دیپلماسی، بلکه «خانه توطئه علیه انقلاب» است. آنان درک کردند که اگر تاریخ را فراموش کنند، سلطه از درِ دیگری وارد خواهد شد.
جوانان انقلابی، با هوشیاری تاریخی، آن رویداد را نه صرفاً یک حرکت سیاسی، بلکه ادامهٔ مسیر مبارزه با استعمار از زمان کودتای ۲۸ مرداد دانستند. آنان پی بردند که سفارت آمریکا، قلب تپندهٔ همان نظام سلطهای است که کودتا، تجزیه سرزمینی، استحاله فرهنگی و وابستگی اقتصادی را طراحی میکرد. امام خمینی (ره) در واکنش به آن فرمودند: «این انقلاب دوم است، بزرگتر از انقلاب اول.»
زیرا افشای چهرهٔ واقعی آمریکا، مردمان کمآگاه را از جهل تاریخی و فریب رسانهای بیرون آورد و بصیرتی جمعی را پدید آورد که تا امروز امتداد دارد.
این بینش تاریخی در دوران دفاع مقدس و در روزگار معاصر، همچون در نبرد دوازدهروزه اخیر علیه محور آمریکا و اسرائیل، و امروز در دورهٔ مقاومت هوشمند در جبههٔ شناختی، رمز و راهبرد پیروزی بوده است؛ ملت ایران در همان مسیر مقاومت تاریخی، با شناخت لایههای فریب و فشار دشمنان، توانست در برابر ائتلافی از دهها کشور غربی و عربی ایستادگی کند.
مردمی که فریب وعدههای غرب را نمیخورند و باتکیهبر حافظهٔ تاریخی، جبههٔ مقاومت را نگه میدارند. ملت ایران باتکیهبر روحیه مقاومت و وطندوستی، فرهنگ شهادت، تحلیل تاریخی و دشمنشناسی، توانست معادله قدرت را تغییر دهد. بصیرت تاریخی یعنی فهم اینکه «اتحاد مستکبران در برابر حق، سنتی ثابت است» و تنها ملتهای آگاه و منسجم میتوانند از آن عبور کنند.
جامعهای که تاریخ خود را میشناسد، هویت خویش را از تحریف رسانهای و جنگ ادراکی نجات میدهد. دشمنان ملت ایران امروز بیش از هر زمان، بر «تحریف تاریخ انقلاب» متمرکز شدهاند؛ از بازتعریف کودتای ۲۸ مرداد و توجیه دخالتها و جنایتهای آمریکا، تا وارونهسازی نماد مقاومت در ۱۳ آبان. هدف این تحریف، بریدن پیوند نسل جوان با ریشههای عزت و استقلال ملی است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر این نکته تأکید کردهاند که «جنگ امروز ما، جنگ روایتهاست؛ اگر تاریخ درست روایت نشود، هویت ملت تحریف خواهد شد.» بصیرت تاریخی همان نیروی دفاعی در برابر این جنگ روایتهاست؛ ملتی که تاریخ خود را میفهمد، اسیر بازتولیدهای فریبندهٔ غرب نمیشود.
از همین رو، شناخت حقیقت لانه جاسوسی، نقش آمریکا در جنگ تحمیلی، کودتاهای نظامی آمریکا، سیاستهای غارتگری، فتنهانگیزیها و سیاستهای تحریم و انزوا، بهمثابه ابزار جنگ تدریجی علیه ملت ایران، بخشی از تربیت تاریخی نسل جدید است.
تقویت حافظهٔ تاریخی از مسیر آموزش عمومی، هنر مقاومت و رسانههای مردمی باید به یک راهبرد ملی تبدیل شود. هر فیلم، کتاب و مقالهای که بتواند تجربهٔ تاریخی ملت ایران را به زبان نسل امروز ترجمه و تبیین کند، در واقع سنگر فرهنگی جدیدی در برابر امپراتوری تحریف بنا میکند.
بصیرت تاریخی ملت ایران، نهتنها در سطح ملی، بلکه الهامبخش جنبشهای آزادیخواه جهانی نیز شده است. از خیزشهای مردمی در آمریکای لاتین تا مقاومتهای ضدصهیونیستی در منطقه، «درک تجارب تاریخی ایران» بهعنوان الگویی از پیوند ایمان، عقلانیت و استقلال مطرح است.
تحلیلگران جهانیِ حوزهٔ مقاومت، در آثار خود تصریح کردهاند که «ملت ایران، با فهم ریشههای تاریخی سلطه، توانسته است جنگشناختی غرب را به فرصتی برای خودآگاهی ملی تبدیل کند». چنین بازتابی نشان میدهد که بصیرت تاریخی، از سطح آگاهی داخلی فراتر میرود و به سرمایهٔ تمدنی تبدیل میشود.
سرمایهای که همزمان قدرت تحلیل تاریخی را در مقابل تحریف، و انگیزهٔ تمدنسازی را در برابر یأس جمعی میآفریند. جنبشهای مقاومت در جهان اسلام از جمله فلسطین، لبنان و یمن نیز با الگوگیری از بصیرت تاریخی انقلاب اسلامی، به این نتیجه رسیدهاند که مبارزه بدون آگاهی تاریخی، دوام ندارد.
تجربهٔ ایران به آنان آموخته که شناخت دشمن، فهم تاریخ روابط سلطه، و درک سیر تحولات تمدنی اسلام، پایهٔ پیروزی در برابر شبکهٔ مستکبران جهانی است.
امروز، در عصر پس از دفاع مقدس ۱۲روزه که قدرت ترکیبی ایران در برابر محور غربی – عبری به اثبات رسید، تداوم پیروزیها در گرو حفظ بینش تاریخی ملت است. بصیرت تاریخی همان پیوند زندهای است که گذشتهٔ مقاومت را به آیندهٔ عزت متصل میکند.
این بینش باید در دانشگاهها، رسانهها و آموزش عمومی، بهصورت یک نظام تربیتی جدی پیگیری شود؛ زیرا غفلت از آن، نخستین گام در فراموشی تجربههای تاریخی و بازگشت سلطهٔ فرهنگی است.
نسل جدید باید بداند که پیروزی ایران در برابر ائتلافی از آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای وابسته، میوهٔ درختی است که ریشههایش در بصیرت مردمی از ۱۳ آبان، از دفاع مقدس و از تاریخ خون و آگاهی این ملت تنیده است.
بصیرت تاریخی، سپر هویت ایرانی در برابر سلطهٔ غرب و تحریف حقیقت است؛ راهی برای مقابله با آنان که بیبصیرتیشان، دانسته یا نادانسته، در خدمت دشمنان ملت قرار گرفته است.
این بصیرت، نه یک شعار سیاسی، بلکه یک اصل تمدنی است؛ اصلِ تداوم آگاهی برای صیانت از آزادی، استقلال و رسالت تاریخی ایران اسلامی در برابر جهانی که هنوز میان حقیقت و فریب، آگاهانه باید انتخاب کند.
انتهای خبر/
- نویسنده : محمدباقر مشکاتی






















































«فرهنگ پارسی» رسانهای است با تمرکز بر محورهای اجتماعی و رخدادهای فرهنگی. ما واکاوی ریشهای مسائل و تحلیل تأثیر فرهنگ بر زندگی روزمره را بر بازتاب سطحی اخبار ترجیح میدهیم. از چالشهای جامعه تا تازههای عرصه فرهنگ و هنر.